loading...

آئین مستان

شب هشتم محرم,هشتم محرم,محرم,متن روضه هشتم محرم,روضه هشتم محرم,متن مداحی هشتم محرم,مداحی هشتم محرم,متن روضه علی اکبر,روضه علی اکبر,علی اکبر,,متن مداحی علی اکبر,مداحی علی اکبر,حضرت علی اکبر

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مقتل امام حسن عسکری علیه‌السّلام ‌ 7 2214 aboozar
مقتل امام رضا علیه‌السّلام 9 1734 aboozar
مقتل امام حسن مجتبی علیه‌السّلام 9 1280 aboozar
اهانت مرد شامی به امام حسن مجتبی (ع) 0 689 aboozar
مواعظ مهم امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ساعات پایانی عمر 0 627 aboozar
متن مقتل ---- زیارت جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین 0 603 aboozar
عسکری صحیح است یا عسگری؟ 0 3489 aboozar
متن مقتل حضرت رقیه (س) 1 6702 aboozar
خطبه زین العابدین (علیه السلام) در کوفه 0 2835 aboozar
متن مقتل امام سجاد (علیه السلام) 3 3801 aboozar
حاج محمدباقر منصوری مداح اهل بیت (ع) درگذشت. 0 3236 aboozar
نیازها و بایدهای هیئت داری در کلام رهبری 10 3562 aboozar
کلاس مداحی حاج میثم مطیعی برای نوجوانان 0 4134 aboozar
احادیث درمورد ایام عزاداری 1 3672 aboozar
متن مقتل معتبر حضرت زهرا (س) 9 7256 aboozar
چرا نام پدر میثم مطیعی در لیست ترور منافقین قرار گرفت؟ 0 4947 aboozar
حاج غلامرضا سازگار:دوست دارم درحال ذکر اباعبدالله الحسین(ع) از دنیا بروم 0 5887 aboozar
توصیه خواندنی امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان 0 4364 aboozar
کتاب مقتلی که دکتر میثم مطیعی در حال ترجمه آن است 0 5533 aboozar
دعای پایان ماه صفر 0 4177 aboozar
خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 481 زمان : نظرات (0)

 

چه کرده اند با جسم تو دو چشم من نداره سو  

  پاشو علی اکبرم برای من اذان بگو

بالا بلنده کربلا قامت تو قیامته  

  گمون کنم که قسمت علی من شهادته

ای بی وفا زمونه...

علی من جوونه...

لب روی لبهات میذارم بوسه میگیرم از کویر

 علی من نفس بکش پیش چشای من نمیر

با قطره های اشک خود به لعل من تو نم بزن

  پیش چشای من علی یبار دیگه قدم بزن

برای مرگت دشمنان دست میزنند و هلهله...

نگاه بکن خنده نشسته به لبای حرمله...

ای بی وفا زمونه...

علی من جوونه...

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 822 زمان : نظرات (0)

 

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علی

پاره های بدنت را جگرم سوخت علی

ناگهان زانویم افتاد زمین چون دیدم

طرز چانه زدنت را جگرم سوخت علی

چه کنم عمه نبیند بدن خمزه ای اَت

مُثله دیدم بدنت را جگرم سوخت علی

لخته خونی که برون از گلویت آوردم

ریخت خون دهنت را جگرم سوخت علی

باورم نیست که جسمت ز نظر پنهان است

نیزه بینم کفنت را جگرم سوخت علی

یوسفم ،کاش که می شد به میان حرمت

ببرم پیرهنت را جگرم سوخت علی

آن لبانی که اذان گفت ، بهم ریخته است

خُرد بینم دهنت را جگرم سوخت علی

داغ پرپر شدنت جای خود ، امّا بینم

داغ بی سر شدنت را جگرم سوخت علی

این همه نیزه میان بدنت گم شده است

با که گویم محنت را جگرم سوخت علی

از همان دور شنیدم رجزت را پسرم

این حسین و حسنت را جگرم سوخت علی

نعرة حیدری و نالة یا زهرایت

می شنیدم سخنت را جگرم سوخت علی

نشد آخر لب عطشان تو را آب دهم

چه کنم سوختنت را جگرم سوخت علی

گر نیایند جوانان حرم یاری من

که بَرَد خیمه تنت را جگرم سوخت علی

 

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 423 زمان : نظرات (0)

 

بالا بلنده بابا گیسو کمنده بابا

اگه تو بری تو این غریبی دل به کی ببنده بابا

ای ماهی غرق خونم

ای باغ گل خزونم

پاشو که منم مثه تو نیمه جونم

بالا بلنده بابا گیسو کمنده بابا

 اگه تو بری تو این غریبی دل به کی ببنده بابا

پاشو بریم که سکینه بی قراره

چجوری برت گردونم ای پاره پاره

از من مگه دل بریدی حال پدر و ندیدی

کشتی منو بس که رو خاک پا کشیدی

تازه جوون بابا، دردت به جون بابا

حالا دیگه کی بشه عصای دست غرق خون بابا

پاهام دیگه نای برگشتن نداره

چجوری برت گردونم ای پاره پاره

بالا بلنده بابا گیسو کمنده بابا

اگه تو بری تو این غریبی دل به کی ببنده بابا

بالای سرت میشینم جون کندنتو میبینیم

آتیشه به جای دل تو عمق سینم

رفتی همه امیدم، رفتی یل رشیدم

حالِ دلمو باید بپرسی از محاسن سفیدم

غمت داره جونم و بر لب میاره

چجوری برت گردونم ای پاره پاره

بالا بلنده بابا گیسو کمنده بابا

اگه تو بری تو این غریبی دل به کی ببنده بابا

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 363 زمان : نظرات (0)

 

خواهرت تو خیمه گریبون درید
اهل خیمه پشت سرت میدوید
چشم عباس مات تو و هیبتت
عمه زینب دامنتو میکشید

فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین
دست علی همرات ولی چشای گریونم رو ببین
برو ستارۀ عمر من نازنین
ای ماه برو اما یه کمی پیش من راه برو..........

میری و هر لحظه نفس گیر میشه
اشک چشم بابا سرازیر میشه
وقت رفتن پشت سرت میدوه
میری و با هر قدمت پیر میشه
فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

رفت از حرم شیر نرم همه روبهان در کمین
میتپه واسه تو قلب روح الامین
بازم بخون تا اشک بریزم با صدای اذون
ای ماه برو اما یه کمی پیش من راه برو...........

پهلوونی یک تنه یک لشگری
با رجز هات طنطنه ی حیدری
داغ اولاد سخته ولی داغ تو
چیز دیگه است چون تو علی اکبری

فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

غرق دعا قلب بابا
که تو نیوفتی از صدر زین
نریزه پاره های تنت روزمین
ای وای من افتاد پسرم جلو چشمای من


 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 660 زمان : نظرات (0)

 

به خاک می‌کِشی از بس عزیزِمن پا را

کنار پیکر خود می‌کُشی تو بابا را

حسین جانم حسین جانم ..

حسین جانم جانم جانم جانم ..

یه جوری بگید این صدا به گوش لیلا برسه ، یذره قلبش آرام بگیره ..

حسین جانم ، حسین جانم ..

چی میخوای بگی داری آقارو صدا میزنی ؟!.. آقا خدا صبرت بده .. حسین ..

جانم فدای تک تک شما با این ناله ها ... امام صادق فرمود رفقای ما میان برای ما آه میکشند ..

به خاک می‌کِشی از بس عزیز من پا را

کنار پیکر خود می‌کُشی تو بابا را

ز دست می‌روم آخر ، بیا و رحمی کن

توی یه بیت روضه چهارده معصوم رو آورده .. کیه این آقا که افتاده حسین داره التماسش می‌کنه ..

ز دست می‌روم آخر ، بیا و رحمی کن

دوباره تازه مکن زخم داغ زهرا را

کی پهلوتُ به این روز انداخته بابا .. کی سینتُ به این حال در آورده بابا ..

در اوج شعله‌وری ، در اوج آتش قلب ، ولی آدم کیف می‌کنه با این صفات ..

مسیحِ خیمه‌ی لیلا ، نفس نداری که

دوباره زنده نمایی ، مسیح زهرا را

علی‌جونم، پاشو بابا دارم میمیرم .. پاشو یه کاری برای بابات بکن .. قلب بابات داره میسوزه علی جانم ..

تو کسی نبودی جلوی بابا بنشینی ، حالا چی شده هرچی صدا میزنم جواب نمیدی ..

می‌خوام روضه علی اکبر بخونم .. هیأت کربلاست ، هیأت حرم امام حسینه ، آقا مارو ببخشه ..

روضه علی اکبر با بقیه روضه‌ها چه فرق داره ..

مرحوم شوشتری فرمود ابی عبدالله یه مرگ داشتن ، یه شهادت داشتن ... مرگشون وقتی بود که اومد بالای سر علی اکبر ، شهادتش توی گودال بود ...

لا اله الا الله .. حجت خداست به چه کنم چه کنم افتاده ..

بگو بگو چه کنم ای به خاک پاشیده

چگونه حل بکنم این تنِ معما را

حسین .. این دستت بیاد بالا، می‌خوام روضه بخونم باید قلبت محکم بشه حسین ...

این بیت از شعرُ خواهشاً با گوش قلبت بشنو ، دو صورت داره ، اگر صورت اول باشه خیلی خوبه ،صورت دوم رو من نمی‌دونم خوده مستمع ایشالا بفهمه ...

گفت علی جانم ..

تمام قامت تو در عبای من جا شد ..

اگر این است تأثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن ..

بگو حسین ..

این بهترین شکل و بهترین صورت بود که بدن‌رو أبی عبدالله در عبا بپیچه ، بدن طوری باشه که بشه روی دوتا دست بگیره با خودش ببره خیمه دارالحرب ...

اما صورت دوم که نزدیکتر هست به واقع ..

تمام قامت تو در عبای من جا شد .. (تکه تکه بدن رو روی عبا گذاشت)

همه بمیریم با هم والله جا داره ... حسین

ایشالا که دروغ باشه همه این فرضیات ما ...

واقعیتشو میخوای بدونی ..

صورتشو گذاشت رو صورت علی ..

علی عَلَی الدُنیا بَعدَکَ العَفاٰ ..

روح داشت از بدن خارج میشد ، یه وقت دید زینب گرفته شونه‌هارو ، حسین ، داری چه می‌کنی ..

سرشو بلند کرد گفت زینب ، دیدی به چه روزی افتادم ، خواهرم ، این علی اکبرمه ..

محل شهادت آقا ، شاهزاده علی اکبر علیه السلام در منتها الیه خیمه های دشمنه ...

می‌خوام بگم چرا به این روز افتاده ... بگم یا نگم ...

یه مشت زنهای جراحه ، با مِقراض(قیچی) ، افتاده بودن به جون علی اکبر ...

حسین ...

اصن دلیل آمدن زینب می‌دونی چیه ؟! یکی از دلایلش اینه ... ابی عبدالله خوده حیاست ... با این زنها که طرف نمیشه ، زینب اومد این زنهارو کنار زد ، حیا کنید ، این نوه‌ی فاطمه‌س ...

دوتایی نشستند کنار بدن ، حسین به زینب نگاه می‌کنه ، زینب به حسین نگاه می‌کنه ، داداش تو میگی چیکار کنیم ؟

مگه میشه اینجا رها کنیم بریم ... برگردیم چیزی ازش باقی نمی مونه ، زینب صدا زد داداش تو زیر بغلاشو بگیر ، منم پاهاشو بگیرم ، باهم دیگه ببریمش ،

یه یازهرا بگیم ..

همین که اومدن بلند کنند ، ابی عبدالله گفت خواهر بذار باشه ، بذار باشه ..

چاره ای نموند برای ابی عبدالله ، نشست رو به سمت خیمه ها ..

جوانان بنی هاشم بیایید..

همه روضه خون باشن ..

جوانان بنی هاشم بیایید

علی را بر در خیمه رسانید

خدا داند که من طاقت ندارم

علی را بر در خیمه رسانم

این بیت رو بگم برای خانوما ضجه بزنند ، گریه کنند ...

ببگویید مادرش لیلا بیاید

تماشای قد اکبر نماید

هرکجا نشستی این نفس رو آزاد کن بگو یاحسین ..

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1064 زمان : نظرات (0)

 

من چگونه سوی خیمه خبرت را ببرم

خبــر ریختن بال و پرت را ببرم

واژه های بدنت سخت به هم ریخته است

سینه ات یا جگرت یا که سرت را ببرم؟

مثل مادر وسط کوچه گرفتار شدی

تن پامال شده در گذرت را ببرم

ولدی لب بزن و نام مرا باز ببر

تا به همراه نسیم این اثرت را ببرم

ارباً اربا تر از این قامت تو قلب من است

چونکه باید بدن مختصرت را ببرم

سفره ات پهن شده در همه ی دشت کریم

سهم من هم شده سوز سحرت را ببرم

بدنی نیست که تشییع کنم ، مجبورم

تکه تکه تنی از دور و برت را ببرم

عمه ات آمده بالای سرت می گوید :

تو که رفتی بگذار این پدرت را ببرم

پاشو از جا علی ، که اومده بابات

حرفی بزن چرا ، بند اومده صدات

دستُ پا میزنی ، گم میشه دستُ پام

از داغِ تو علی ، رفته سویِ چشام

بگو چیکار کنم برات

تا که واشه بازم چشات

این نیزه ی کیه علی

گیر کرده تویِ دنده هات

وای وای وای وای ، حسین ...

راوی میگه همچنین که اومد وسط میدان همه گفتن نکنه علی اومده وسط میدان صدا صدای امیرالمومنین جمال جمال پیغمبرِ .. همه شک کردن .. یا صاحب الزمان .. کاری با علی اکبر کردن که مقاتل نوشتن : فقطعو بالسیوف اربا اربا ..

ای حسین .....

 

 

تعداد صفحات : 13

درباره ما
Profile Pic
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 3320
  • کل نظرات : 204
  • افراد آنلاین : 45
  • تعداد اعضا : 345
  • آی پی امروز : 294
  • آی پی دیروز : 308
  • بازدید امروز : 2,843
  • باردید دیروز : 2,673
  • گوگل امروز : 29
  • گوگل دیروز : 37
  • بازدید هفته : 10,583
  • بازدید ماه : 71,784
  • بازدید سال : 1,281,708
  • بازدید کلی : 19,787,536